+ طلیعه هشتم
سلام بر مهدی عطر خوش زندگی
سلام خدمت همه دوستان مهدی فاطمه سلام!
به وبلاگ مهدی فاطمه سلام ! خوش اومدید
دوست عزیز از اینکه به ما سر زدید بسیار از شما متشکرم ........خدا شکر..... از اینکه یک بار دیگه سعادت داشتیم تا در خدمت شما دوستان سلاله الزهرا مهدی فاطمه (عج) در میلاد آقا علی بن الموسی الرضا (ع) باشیم بسیار خوشحال بوده ......از اینکه مدت طولانی غایب بودم عذر می خواهم ..... انشاالله که بتوانم توفیق حضور خدمت شما دوستان و عاشقان مهدی فاطمه را داشته باشم..

ای طلیعه هشتم ! تو آمدی تا صحفیه عشق بدون مفسر نماند و تو آمدی وبا خود عشق و صفا و صمیمیت را به ارمغان آوردی
ومن آمدم تا دلم را بر در ضریح تو حلقه زنم و به دور کعبه عشق تو طواف دهم
آمدم تا اشک چشمانم را دخیل سقا خانه ات کنم
آمدم تا ازکبوتران حرمت گردم تا به هرصبح به دور گنبد طلا ئیت به پرواز در آیم و ریزه خوار خوان کرمت گردم
مولایم ! ای طبیب درد مندان ! ای سنگ صبور خسته دلان ! ای امید ناتوانان ! روزگار م بدون تو و فرزند تو همچون مرگ تدریجی و جانکاه است
ای مولا ! کدام مدیری غیر از شما را بیابم که بدون هیچ منشی و هیچ کارمندی وهیچ وقت قبلی ، بتوان همزمان به حضورش رفت و مشکلاتمان را مطرح نمائیم.
کدام طبیبی را غیر از شما بیابم که فوق تخصص در هر نوع بیماری باشد و قادر به درمان هرنوع بیماری ؟.......
مهدیا ! موعودا ! میلاد جد بزرگوارت حضرت سلطان علی بن الموسی الرضا (ع) بر تو و بر همه منتظران وعاشقانت مبارک باد .
نویسنده : یه منتظرعاشق
+ ميلاد امام زمان (عج)

زمين مي چرخد و بر روي عقربه پانزده ساعت شعبان مي ايستد حادثه در حال رخ دادن است . حادثه اي اعظيم كه نبض هستي به وجود او مي تپد . او قلب هستي است كه مي تپد و جان هديه مي كند . خاتون سامرا دل نگران است ، اما او را تسلي مي دهند كه وعده حق محقق مي گردد وزاده حق متولد مي شود و آن لحظه موعود فرا رسيد . ايلياي زمان متولد گرديد.
ابراهيم بت شكن آمد ، ابراهيمي كه بتهاي كعبه دل را در هم مي شكند وفرو مي ريزد .سليماني آمد كه هزاران سليمان با آن جلال و جبروت و ثروتشان در ركابش زانو خواهند زد.
موسايي آمد كه قبيله مهرباني و عدالت را از نيل خطرها نجات مي دهد و به ساحل آرزوها مي رساند.
عيسايي آمد كه هزاران عيسي به قامت صلوه او تكبير مي گويند و قامت مي بندد.
محمد ي آمد كه دين محمدي را احيا كن و بعثتي در دل مردم ايجاد كند .
علي آمد كه با آمدنش تن كفار لرزيد و ضربان قلبشان متوقف گشت و نفس در سينه هايشان حبس گرديد.
مردي آمد كه با تسبيح هاي مكررش، ابليس در هم شكست و صداي ناله اش به هفت آسمان رسيد. آري مژده دادند كه آمد آن ناجي بشير ، مرحبا باد بر نرگس آن خاتون بزرگ بر آوردن اين خير بشر . با آمدنش هستي جان دوباره اي گرفت . هابيليان تبسمي بر لبانشان نشت كه آمد آن منتقم خون پاكان.
آمد آن يگانه ناجي جهان كه وعده آمدنش را محمد امين (ص) داده بود و محقق گشت وعده الهي.
آمد آن اتفاقي كه در زبور و تورات نويدش را داده بودند عزيزي آمد كه با آمدنش اميد و عدالت متولد گرديدند.
او از چشمه نور آفريده شد ه بود . او شراب طهور خلق ، گشته بود و او خلق شده بود براي ظهور و انقلاب درون. او آخرين ياس باغ فدك است كه در اين اين پگاه زيبا روئيد و همه را محو جمال دلرباي خود نمود.او دوازدهمين خم از خم هاي عشق خانه محمد (ص) است كه آمد تا عاشقانش را جامي از مي معرفت عطا كند. او بهشت مجسمي است كه آمد تا طراوت و سرزندگي به عاشقانش هديه كند و آن ها را از انجماد روحشان نجات بخشيد. امروز روز باران رحمتي است كه بر زمين خشكيده از ظلم مي بارد و به آن ها طراوت و سرسبزي هديه مي كند . امروز زيباترين گل هستي روئيد ، گلي كه عطر دل انگيزش تمام هستي را مست خود مي كند . امروز تمام جهان آواز شادي سر داده اند و همه جا را براي ورود او آذين بسته اند . امروز حق با ميلاد او زاده مي شود و باطل به دستان مبارك او نابود مي گردد. اما از زمان ميلادش تا كنون هزاره سال مي گذرد و او چشمان ما پنهان گشته است . او دوازدهمين ستاره درخشان كهكشان محمدي است كه عهد بسته تا زماني كه قلب محبانش عاري از سياهي و گناه نشود در پس ابر پنهان بماند.
آري مولايم ! مهدي جان ! هر روز صبح به انتظار نداي دلنشين انا المهدي تو هستيم كه در گوش جهان نجوا كند و همه را به سوي خويش فرا خواند اما انگار آن صبح نمي خواهد بدمد .
اي عزيز فاطمه (س) تا به كي بايد در حصار قفس نفس مان اسير بمانيم تا تو كليد آزادي مان را بياوري؟
اي بهار آخرين ! دنيا بي حضور تو چونان جهنم سوزاني است ، تا به كي بايد در اين جهنم اسير باشيم و فرياد رسمان نيايد؟ اي دوازدهمين نشانه عشق ! مي خواهم با تو سخن گويم واز رازهاي سر به مهر با تو بگويم . اما نمي دانم آيا اذان ورودم به خلوتگاهت مي دهي ؟
اگر اذنم ندهي چه كنم ؟به كدام بيابان سر بگذارم واز همه كس بگريزم ؟
مي دانم كه سر ا پا گناهم ، وجودم ، عملم ، همه پر از گناه است اما يك چيز هست كه هنوز اميد اصلاح شدن را در من زنده مي كند و راه رسيدن من را به تو مي دهد و نا اميد نمي كند ، مهر تو است كه در دلم وجود دارد . مهري كه با شير مادر در اندرون من جاي گرفته است و بيرون نمي رود .
اي كاش مي شد تا وجودم را از گناه پاك كنم !
اي كاش مي شد تا دلم پاك شود و با نواي دلت همدل شود!
اي كاش مي شد اين انتظار سر ايد و صداي نازنينت را بار ديگر بشنوم !
اي كاش مي شد صورت ماهت را ببينم !
اي كاش مي شد تا ديدارت به تاخير نيافتد!
اي كاش مي شد هرچه زودتر جهان به زير سيطره عدالت تو قرار گيرد !
و اي كاش تو هم انتظار ما را قبول داشته باشي و در زمره منتظران واقعي ات باشيم!
اي كاش...!
مولاي من ! اي بهار دل انگيز دل من ! دل پر از غصه ام با نداي تو جان تازه اي مي گيرد اما آيا مي رسد آن روز تا دوباره آن نداي دلنشين را بشنود و آرام گيرد .
اي آقاي من ! بهار من تو هستي ! اميدم تو هستي فرياد رسم تو هستي ! و طبيب دردهايم تو هستي .
اي مهدي فاطمه ( ص) ! اي يوسف گم گشته ! شهر به شهر ، كوه به كوه در طلبت شتافتم و خانه به خانه به دنبال تو گشتم و تو را نيافتم . وقتي تو را جستجو مي كردم ديدم پنجره ها سوي تو مي پرند و نمي رسند ، دريا ها و اقيانوسها به سويت خيز گرفته اند ولي تورا نمي بينند اما خبري از آمدن تو نيست.
مولاي من ! ما نيز هر روز از خدا سلامتي و طول عمر و تعجيل در فرج تو را مسئلت مي كنيم . اميد است كه باريتعالي دعايمان را مستجاب كند و چشمان حقير مان را به جمال منور تو روشن گرداندو به دست بوسي تو رسيم.
نوشته : مريم ايمانيان

دوستان عزيز
با امروزوبلاگ مهدي فاطمه سلام دوسال است كه در خدمت شما عزيزان مي باشد
www.ya-mahdi-aj.persianblog.ir

