DSCI0014.jpg

 

يك دنيا غم<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

تــموم وجــود مـــن غــــصه شده      غم زهـرا بــه دلم عــقده شده

چـــقدر ســـنگينـه اشك فـــاطمه      اي خدا رسان تـو مرگ مـا همه

يابن الزهرا چرا مشكي پـوشيدي      كمرت خم شده آقا چي ديدي؟

چرا از صـورت تـو غـم مـي بـاره ؟      بـــمـيره هــر كـه قـبو لت نـداره

حالا آقا جواب مي ده:

گــوش بـده سـرباز بـاوفـاي من       مي بيني مشكي شده عباي من

كاشكي اين جمعيت شيعه ما        هـمراه مـــا بـود تــو دشت كـربلا

آخـه عمه ام ديگـه تنها  شده         پـــــاره پــــاره  جگــر زهـرا شده

آخه خيمه هاي اون سوخته شده     چشم عمه ام به ني دوخته شده

آخـــه خـــيمه ها علمدار نداره        دخــــتر عــلي ديگـــه يــار نداره

 

آري كارواني مي رسد سراسر نور و درخشندگي . صداي بانگ جرس در صحراي عطشناك كربلا مي پيچد. فرات و علقمه مي گريند. خورشيد تاب ندارد. كربلا نمي تواند بر پا بايستد, خوشحال از اين بود كه كاروان نور رسيده وغمگين و مضطرب از كينه و عداوت بي وفايان . عليراغم خواسته دلش فرياد برآورد كه اي مولا باز گرد ! اينجا سرزمين وفا نيست , صداي چكاچك شمشير ونيزه هايش مي آيد.

نگاه كن مولا! تورا دعوت  نمودند , تو ميهمان آن هايي اما با نيزه وشمشير هايشان به استقبالت آمدند و جواب سلام تو را با تيرهايشان مي دهند. اينان همان كاري مي كنند كه با پدر و برادر تو كردند.

پس اي عزيز  بر گرد تا بيش از اين به علت همسايگي با اين عهد شكنان شرمسار تو نگرديم كه كاري از دستمان بر نمي آيد وقادر به همراهي با تو نيستم.

مولايم ! اينجا دستان عباس تو را قطع مي كنند . حنجره سپيد كوچك اصغرت (ع) را مي شكافند و قا مت رعناي علي اكبر ت را در هم مي شكنند وسر تو را از تن جدا مي كنند.

حسين (ع) جان بر گرد مولا ! اينان حقانيت علي (ع) پدرت را نفهميدن پس چطور  مي توانند كه تو را باور كنند وبه تو وفادار بمانند.

پس مولا يم برگرد! وفاي به عهد كردي و آمدي . حجت را ناتمام گذاشتي و آمدي اما اينان وفاي به عهد نمي دانند.

مولايم مي دانم كه عاشقي اما اينان معناي  عشق را نمي دانند ! پس بر گرد!

فرات به گريه و هق هق افتاده  بود ! مولايم مرو ! نگذار كه من شرمسار روي تو و فر زندانت باشم ! نگذار كه شاهد پر پر شدن تو گردم كه نمي توانم تاب آورم وبر يك موج بايستم.

علقمه فرياد مي كند و بدنش از شدت بي شرمي و عصياني كه اين مردمان با حسين (ع) مي كنند , مي لر زد و رو به مو لا مي كندو گويد مولايم به ديار جدت بر گرد كه اينان قصد خون تو را نمودند. نگذار كه عباس (ع) , رعنا مرد بني هاشم در كنار من پر پر گردد كه من شرمسار روي مادرت زهرا (س) خواهم شد كه آب مهريه اوست و من نمي توانم به  فرزندانش آب رسانم.

مولايم برگرد! اگر تو بماني  تورا چون گلي پر پر مي كنند و من چگونه حكايت اتفاق را بر مهدي (ع) منتقم كنم ؟ وهق هق گريه  است كه ديگر كلام را در سينه علقمه حبس مي كند وباز فرات مي گويد : مولايم!مي دانم براي امر به معروف آمدي و نهي از منكر.

ولي اينان خود زاده منكر هستند و نمي تواننند لقمه معروف را هضم نمايند . اينان چون گرگ درنده اي هستند كه حرمت حريم شما را پاره مي كنند ولباس  احرامتان را  ز خونتان  رنگين مي كنند.

اينان زاده حرام اند, پس فقط چاچك شمشير ماست كه مي تواند صدا را در سينه هاي حرامشان حبس كند.

امير من ! مي دانم كه آمدي  تا با شكوهترين حج تاريخ را نشان دهي و بگويي كه حج بي ولاي ما يعني هيچ!

مي دانم كه آمدي تا رسم مسلمان زيستن را ياد دهي , اما اين مردم چه زود  پيمان نامه هاي خويش را كه به سوي تو فرستاده بودند فراموش مي كنند و رسم ميهمان نوازي را به بدي به جا مي آند.

اما مي دانم كه روزي مهدي تو از راه مي رسد و خورشيدكه از غم تو جان مي دهد و مي ميرد , با آمدن او دوباره متولد مي شود و از راه مي رسد .و خورشيد كه از غم تو جان مي دهد و ميميرد, با آمدن او دوباره متولد مي شود واز تبار تو سوار بر اسبي سپيد با ذوالفقار علي (ع) به دست وبا فريادي كه از كنار كعبه  در جهان طنين افكن مي سازد كه :

منم آخرين با قيمانده خدا !

منم حق و منم نابود كنند باطل !

ومن آمدم تا احقاق حق كنم ! من آمدم تا شريان هاي پاره شده پاكان را پيوند زنم و نبض دوباره آن ها گردم .

مي دانم او مي آيد اما تو اينجا نمان !   

ضمن عرض تسليت بمناسبت حلول ايام محرم , ماه غم و اندوه اهلبيت (ع) به پيشگاه آخرين خورشيد امامت و وارث رسالت , مهدي موعود (عج) ,نائب ولي عصر (عج) وتمامي شيفتگان وعزاداران  سالار شهيدان , ابا...الحسين (ع) در تمامي نقاط جهان , اميدواريم كه امت حسيني وعاشورايي ما با ادا حق ماه محرم وعزاداري حسيني به زيبا ترين صورت , استحقاق وقابليت خود را براي حضورولي حق  به اثبات رسانيد و گامي مهم وبلند بسوي ظهور بردارند.با شروع ماه محرم تمامي عزيزان را به خداي مهربان مي سپارم.

در مجالس عزاداري وسينه زني ودعا در صدر خواسته هايمان فرج امام زمان (عج) وسلامتي  وجود مباركش  باشد . در پناه امام زمان (عج) باشيد

 

/ 15 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
alireza

بدانيد ما را از زندان٬ شکنجه های شما ظلمت نشينان٬ باکی نيست. صبح ازادی ايران نزديک است. کانون وبلاگ نويسان٬ دستگيری ارش سيگارچی و مجتبی سميعی نژاد را محکوم مينمايد

محب ولايت

سلام عليکم ؛ امروز سالروز صدور حکم تاريخی حضرت امام خمينی رحمت الله عليه مبنی بر ارتداد سلمان رشدی نويسنده خائن کتاب آيات شيطانی در سال ۱۳۶۷ هجری شمسی است ؛ و همواره ما اين حکم را به خاطر داريم تا هيچ نااهلی بر خود جرات نسبت ناروا دادن بر اسلام و پيامبر و ائمه و مسلمين پيدا نکند .

rahro

سلام.به اميد ظهور سبزش....زيبا بود.يا حسسسسسين

مدرسه عشق

سلام دوست عزيز. ایام شهادت آقا امام حسین و یارانشون رو به شما تسلیت می گم. شما در مدرسه عشق ثبت نام شديد. منتظر حضور شما در كلاس های درس كنار ميز خودم هستم همشاگردی! يا اباعبدالله الحسين

نشسته به راه

السلام علي الجسوم الشاحبات ورای توان و انديشه اش بود حتی نمی خواست بداند اين چه پيامی است که پدر برای گفتنش اين چنين مکث می کند . گويی گذران ثانيه ها بود که از سکينه عذر می خواست .. فقط اگر کمی ، کمی ديگر به همين منوال بگذرد قالب تهی خواهد کرد .

نشسته به راه

سلام عزيز گرامی ! سوگواری ها مقبول ...در اين روزها بيشتر به ياد صاحب عزا باشيم

amir

آنان که دل توراشکستند دردوره ما هنوز هستند!

divooneye hossein

salam.kheily weblogetoon zibast.az matalebesh estefadeh kardam.khoshhal misham age shoma ham age vaght kardi ye sari be weblogam bezani.va age movafeghi ye tabadole linki dashte bashim

آفتاب مهر

باز هم محرم دیگری از راه رسید و تصویری از بزرگترین مصیبت ممکن، پهنه‌ی جوامع انسانی را سیاه پوش کرده است و چنان آتشی از عشق او در دل ما شعله ور شده است که هیچ آبی تهدیدگر شراره‌های آن به سردی و خاموشی نیست. و اکنون در آستانه دهه‌ی سوم ماه محرم، همچنان در غم وعزای سرور و سالار شهیدان کربلا گریانیم و دلخوش به روزی هستیم که حضرتش پشت بر دیوار کعبه دهد و با صدایی که در تمام عالم شنیده شود بانگ برآرد که : ((الا یا اهل العالم... انا امام القائم...انا صمصام المنتقم... اِنّ جَدّی حُسین قتلوهُ عطشانا... انّ جدی الحسین طرحوه عریانا...انّ جدی حسین سهقوهُ عریانا...)) و از نهان جان خویش آه برمی‌آوریم و دعا می‌کنیم که : اَللّهُمَّ صَلِّ عَلَیهِ وَ قَرِّب بُعدَهُ وَ اَنجِر وَعدَهُ وَ اَوفِ عَهدَهُ. بار الها بر او درود فرست و دوری او را نزدیک کن و وعده‌اش را برسان و به عهدش وفا فرما.

منتظر

سلام بر منادی لبيک و سلام بر خادم سلاله زهرا...به اميد ظهور شاهد واقعه...يا حق