فراق تاكي؟<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

گفتم كه روي خوبت از من چرا نهان است

گفتا توخود حجابي ، ورنه رخم عيان است

گفتم كه از تو پرسم ، جانا نشان كـــو يت

گفتا نشان چه پرسي؟ آن كوي بي نشان است

گفتم مرا غم تو ، خوشتر ز شادماني

گفتا كه در ره ما، غم نيز شادمان است

گفتم كه سوخت جانم از آتش نهانم

گفت آنكه سوخت او را، كي ناله وفغان است

گفتم فراق تاكي؟ گفتا كه تا تو هستي

گفتم نفس همين است، گفتا سخن همان است

گفتم كه حاجتي هست ، گفتا بخواه ازما

گفتم غمم بيفزا ، گفتا كه رايگان است

گفتم ز (فيض ) بپذير اين نيم جان كه دارد

گفتا نگاه دارش ، غمخانه تو جان است

                 (فيض كاشاني)

saheb3.jpg

/ 0 نظر / 14 بازدید